X
تبلیغات
رایتل

عشق را در چشمان مادرم ودست های چروک شده پدرم یافتم

دلشکسته

روزی آمد،

 

 

 

 

روزی آمد،گفت : بی معرفت ، سنگدل ، بی احساس
دوستت دارم
خندیدم...
فریادکشید که نخندباورکن
لبخندزدم...
... اشک هایش جاری شد
گفت به خداقسم...
دلم لرزید
زیرلب گفتم خدایا نام تورابرد
...به تواعتقاد دارد
.امروز زیرلب گفتم خدایا:مراببخش
اگر از ابتدایش باورش میکردم،نام توبه دروغ قسم خورده نمیشد...

 

[ جمعه 23 فروردین‌ماه سال 1392 ] [ 06:10 ب.ظ ] [ ترانه عشق ] [ 4 نظر ]