X
تبلیغات
رایتل

عشق را در چشمان مادرم ودست های چروک شده پدرم یافتم

دلشکسته

شرط عشق

کاش دلها تنها نبود

 

دختر جوانی آبله سختی گرفت. نامزدش به عیادت او رفت.

 

چند ماه بعد، نامزد وی کور شد.

 

موعد عروسی فرا رسید. مردم می گفتند: چه خوب!


عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد.


20سال بعد از ازدواج، زن از دنیا رفت.

 

مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.


همه تعجب کردند.

 

مرد گفت : «من کاری نکردم جز اینکه شرط عشق


را به جا  آوردم.»

 

شرط عشق چه بود؟

[ شنبه 21 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ ترانه عشق ] [ 11 نظر ]